نمايش، نمايشنامه ، فيلمنامه ، داستان ، خاطره
نمايش، نمايشنامه
نمايشنامه يكي از عوامل موثر در اجرا است . لفظ نمايش حكايت از اجرا مي كند و نمايشنامه ، جنبه هاي ادبي و دستور اجرا را گوشزد مي كند .منظور از نمايش همان عمل يا به اجرا در آوردن است و نمايشنامه دستور اين به اجرا در آوردن است كه توسط نويسنده نوشته مي شود .
فيلمنامه و نمايشنامه
فيلمنامه نوعي درام است كه نوشته مي شود تا توسط تصوير ديده شود . شئي به نام دوربين حد فاصل تماشاگر و بازيگر قرار مي گيرد . زمان و مكان در فيلمنامه مي تواند متعدد باشد و نيز بسياري از عوامل طبيعي را براحتي ميتوان در فيلمنامه نوشت و در فيلم نشان داد . اما در نمايشنامه بايد با توجه به عنصر اصلي حضور همزمان تماشاگر و بازيگر، تعدد زياد زمان و مكان امكان پذير نيست و عوامل طبيعي را به صورت نشانه اي و مختصر مي توان نشان داد كه با كل واقعيت تفاوت دارد..به طور كلي چون فيلم قابليت تصويري زيادي دارد و بوسيله جلوه هاي ويژه مي تواند چيزهاي عجيب و غريب را نيز واقعي جلوه دهد و دوربين اين امكان را ميدهد كه در هر كجا و هر زمان به صورت واقعي عمل ضبط اتفاق بيافتد نوشتن فيلمنامه را با نمايشنامه متمايز مي كند.
نمايشنامه و داستان
داستان تنوع ، پيچيدگي و حادثه هاي بيشتري را مي تواند در فضا و مكان هاي متفاوت توصيف كند . فاصله زماني و شخصيت ها مي تواند زياد باشد و مهم تر از همه عنصر توصيف است كه مي تواند تمام عناصر داستان را براي شنونده يا خواننده آشكار سازد. اما در نمايشنامه تمامي عناصر بر اساس محور اصلي حادثه شكل گرفته و بجاي توصيف ، مخاطب با استفاده از نيروي تخيل ؛ به تماشاي آن مي نشيند و مانند داستان نقل نمي شود بلكه نوشته مي شود كه در اجرا ديده شود . در نمايشنامه عنصر توصيف به زبان تصوير تبديل مي شود.
خاطره و نمايشنامه
خاطره شامل حادثه اي است كه در گذشته اتفاق افتاده و در بر گيرنده احساس ، عاطفه و تاثير پذيري رواني و روحي فرد دارد كه در يك زمان و مكان مشخص مورد توجه نويسنده بوده . صميميت ، صداقت ، نثر معمولي و...از ويژگي هاي خاطره است . اما در نمايشنامه حتما رويداد واقعي نيست . در مورد گذشته نويسنده نيست .به عبارتي نويسنده ميتواند در آن دخيل باشد يا كاملا از آن دور باشد . موضوع آن عموميت دارد و شخصي نيست .