کشمکش بین دو نیروی همتراز بوجود آمده ، به بحران واوج می رسد. کشمکش داستان را پیش می برد. هر چقدر کشمکش بیشتر باشد جذابیت نمایشنامه بیشتر است
کشمکش =شخص بازی محوری+هدف+نیروی مخالف
انواع کشمش :
آدمی بر ضد آدمی : رایج ترین نوع کشمکش است. در این نوع کشمکشاختلاف بین دو فرد است. هدف حفظ منافع شخصی است. ما نند اتللو که یاگو واتللو باهم در سیتیزند
آدمی بر ضد جامعه : فرد در برابر جامعه مقاوت میکند . هدف عمومی است . مانند دشمن مردم که دکتر استوگمان با مسئولان ومردم بخاطر آبهای آلوده در ستیز قرار میگیرد
آدمی بر ضد سرنوشت : در تراژدی های یونان به وفور دیده می شود.شخصیت فرد از بدو تولد نوشته شده و گریزی بر آن نیست . نمونه بارز ادیب شهریار است
آدمی بر ضد خود: شخص مخالف در این نوع کشمکش در درون فرد است. اراده و یا بخشی از عواطف فرد است که در برابرش عصیان میکند . این نوع کشمکش معمولا به همراه کشمکش های دیگر است مانند مونولوگهای هملت
کشمکش جامعه در برابر جامعه و یا فرد در برابر طبیعت نیز وجود دارد که در نمایشنامه کمتر اما در فیلمنامه دیده میشود
کشمکش های درونی در نمایشنامه به چهار شکل دیده می شود:
کشمکش ساکن :
مبارزه اتفاق می افتد اما بی حاصل است . کشمکش وقایع داستان را به هدف نزدیک نمی کند. معمولا باعث خستگی می شود.این نوع کشمکش به علتهای مختلف ایجاد می شود
- شخص بازی محوری اراده مصمم ندارد
- هدف شخص محوری مشخص نیست
- اشخاص بازی چه محوری یا مخالف نمی توانند تصمیم قاطع برای رفتار خود داشته باشند
کشمکش توام با جهش:
در این نوع کشمکش هر مرحله خیلی شتاب زده و بدون توجه به وقایع در کنار یکدیگر قرار می گیرند. این نوع نمایشنامه ها خیلی سطحی و ظاهری به نشان دادن حوادث و کنش ها می پردازند. در این نوع کشمکش ضعف نیروی مخالف و یا عدم پایداری اودر برابر شخصیت محوری باعث می شود که شخصیت محوری براحتی به هدفش برسد
کشمکش تصاعدی :
بهترین نوع کشمکش است . هدف مشخص . شخصیت ها همتراز و سیل ئقایع درست و منطقی پشت سر هم قرار می گیرد.جدال ،بحران ،حوادث و...باعث می شود مخاطب تا پایان نمایشنامه را دنبال و حوادث برایش جذابیت داشته باشد.
کشمکش پیش بینی شده:
در این نوع کشمکش وقایع قابل پیش بینی است و مخاطب براحتی می تواند هر مرحله را حدس بزند