خلاصه آثار چخوف
آنتوان پاولوویچ چخوف
آنتوان پاولوویچ چخوف در 1860 در تانگروک روسیه متولد شده است. پدرش دکاندار بود که در کار تجارت دست داشت و وضع خانوادگی آنها خوب بود، اما زمانی که چخوف سال های پایانی دوران مدرسه را سپری می کرد، پدرش ور شکسته شد و دوران رفاه خانواده سر آمد. در پایان دوران مدرسه راهی مسکو شد و به تحصیل در رشته پزشکی دانشگاه مسکو پرداخت. از همان زمان نویسندگی در مطبوعات را آغاز کرد و با نام مستعار آنتونشا خچونته مطالب و نوشته هایش را به مجلات و روزنامه ها ارایه می کرد.
چخوف در سال 1884 از دانشگاه پزشکی دانش
آموخته شد، اما همچنان به کار نویسندگی خود ادامه داد و به وسیله داستان
ها و قطعات کوتاه طنزآمیزی که به نگارش در می آورد در مدت زمان کوتاهی
موفق شدخوانندگان زیادی را به خود جلب کند.
.آخرین نمایشنامه این
هنرمند " باغ آلبالو " بود که به وسیله گروه تئاتر هنری مسکو بر صحنه
رفت. پس از آن بیماری بر چخوف غلبه كرد چنان که با کمک همسرش در یکی از
آسایشگاه های کشور آلمان بستری شد اما در ژوئن 1904 جانش را در 44 سالگي
از دست داد. مرگ چخوف که در این زمان به اوج توانایی های نوشتاری خود
رسیده بود برای تئاتر روسیه ضایعه بزرگی محسوب گرديد.
خلاصه نمايشنامه مرغ دريايي
داستان دختر جوانی به نام نینا را بیان می
کند که در کنار دریاچه ای مشغول زندگی است و علاقه زیادی به فعالیت در
زمینه بازیگری و طی کردن پله های ترقی در این زمینه دارد. ترپلف همسایه
جوان این دختر که به نویسندگی می پردازد، دل در گرو عشق این دختر دارد. او
نمایشنامه ای عجیب و غریب می نویسد و نقش اول آن را به نینا می دهد و در
کنار رودخانه به اجرا در می آورد. آرکادینا مادر ترپلف که بازیگری قدیمی
است و همراه با معشوق خود تریگورین که نویسنده ای مشهور است، برای ییلاق
به املاک برادرش می رود و با تماشای این نمایش، پسرش را تمسخر می کند.
نینا به مسکو می رود و در آنجا به تریگورین دل می بازد، اما این نویسنده
پس از مدتی به سمت معشوقه خود باز می گردد و نینا تبدیل به بازیگری درجه
دو می شود. بازگشت دوباره او به زادگاهش و تجدید خاطرات برای ترپلف به
خودکشی او منجر می شود.
خلاصه نمايشنامه باغ آلبا لو
نمایشنامه داستان یک زن اشراف زاده روس و خانواده اش است که به علت قرض رو به ورشکستگی هستند و باغ آلبالوی خاطره انگیزشان در گرو بانک است و چون خانواده غیر از قرض عایداتی ندارد، قرار است در موعد معینی باغ و ملکشان حراج شود. در عین حال این خانواده هیچ کاری برای نجات خود و جلوگیری از فروش باغ انجام نمیدهند و در پایان باغ آلبالو به یک دهقانزاده تازه به ثروت رسیده فروخته میشود و خانواده رانوسکی باغ را ترک میکنند در حالیکه صدای تبری که درختهای باغ را قطع میکند شنیده میشود.
خلاصه نمايشنامه سه خواهر
سه خواهر در باره پوسیده گی و نابودی تدریجی
اشرافیت اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم روسیه است و جستجویی برای
یافتن معنای زندگی در دنیای جدید. این نمایشنامه شرحی بر زندگی و
دلمشغولیهای خانواده پروزروف است که از سه خواهر بنامهای اولگا ، ماشا و ایرینا و برادرشان آندره ئی تشکیل شده است. این خانواده از وضعیت موجود خود ناراضی است و چشم انداز آینده را تیره و تار و امیدهای خویش را برباد رفته می بیند.
سه
خواهر این خانواده همگی زنان جوان، تحصیل کرده و با فرهنگی هستند که در
مسکو بزرگ شده اند ولی از یازده سال پیش در شهری کوچک واقع در یک ناحیه
روستایی روسیه زندگی میکنند. شهر مسکو در این نمایشنامه نقش برجستهای
دارد: سه خواهر همواره به آن می اندیشند و پیوسته آرزو میکنند روزی به آن
باز گردند. مسکو، شهری که آنان شادترین روزهای خود را در آن گذرانده اند،
بهنظر ایشان مظهر کمال است.اما وقتی نمایش پیش میرود، این سه خواهر بیش
از پیش و بتدریج از رویاهای خویش فاصله میگیرند.
خلاصه نمايشنامه دایی وانیا
دکتر آسترف به دیدن وینی تسکی می آید. هر دو از بیهودگی زندگیشان بیزارند. وینی تسکی/ دایی وانیا عاشق یلنا آندری یونا ُ٫همسر دوم سربریا کف ( شوهر خواهر ) خود است. خواهرش فوت کرده و دختر سونیا با دایی وانیا زندگی می کند. سونیا عاشق دکتر آسترف است ولی دکتر با دیدن یلنا٫ دلباخته او می شود و درصدد کامجویی از اوست. یلنا از دکتر خوشش می آید ولی به علت تاهل ٫ شروع یک رابطه موازی برایش ناممکن است. همسرش ٫ پروفسوری بیمار و از کارافتاده است که به گفته دایی وانیا یکعالمه راجع به هنر مقاله نوشته ولی چیزی از هنر سر درنمی آورد. پروفسور و همسرش مجددا خانه دایی وانیا را ترک می گویند . بازهم ٫ دایی وانیا و سونیا باید کار کنند و زندگی خالی از عشق را تحمل کنند
خلاصه نمايشنامه خرس
پوپوا زن جواني است كه تازه شوهرش را از دست داده و تظاهر مي كند كه از مرگ همسرش نگران است . اسميرينف ملاك براي گرفتن بدهي خود به خانه زن بيوه مي شود درگيري بين آندو در انتها منجر به عشق مي شود.
خلاصه نمايشنامه خواستگاري
ايوان واسيلي همسايه آقاي استپان براي خواستگاري از دختر استپان ملاك به خانه آنها مي آيد . ايوان واسيلي و ناتاليا با هم به گفتگو مي نشينند ابتدا استپان و دختر شنمي دانند چرا واسيلي به خانه آنه امده آنه ضمن پذيرايي بخاطر ملك وحتي اصالت سگشان با هم ميكنند .در اين نمايشنامه رفتار آدمهاي خرده بورژوا مباحثي كه طرح مي شود لحظات طنز را ميآفرينند.
.
خلاصه نمايشنامه ايوانف
ایوانف مردی است ذاتا نیک و خوش قلب که در معرض کج فهمی ها و افترا زنی های اطرافیان قرار دارد و ملول از زندگی و همسر بیمار خویش از محیط خانواده می گریزد.
خلاصه نمايشنامه درجاده بزرگ
او در این نمایشنامه از کسانی نوشته که بی خانمان هستند و در یک کاروانسرا شب را بهسر میکنند. موضوع نمایش درباره زندگی یک مرد ثروتمند به اسم بورتسوف است که به دلیل ضعف اراده و اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شده ثروتش را از دست داده و تبدیل به مردی الکلی و فقیر شده است.
چخوف که خود در دوران کودکی فقر را تجربه کرد در این نمایش نامه همانند دیگر آثارش به زندگی فقیرانه آدمها توجه دارد و سعی در به تصویر کشیدن ذهنیات فقیران دارد.